
غمگین ترین آهنگ دنیا را اگر جایی شنیدی
یا ابر سرگردان غم را بی قرار گریه دیدی
آهوی زخمی را اگر از جوی خون بیرون کشیدی
دلدارت از عشقت گذشت و همچنان دلداده ماندی
مثل مسافرهای خسته در غروب جاده ماندی
هر جا شبیه ماهی بر خاکها افتاده ماندی
یادی از این غربت نشین تنهاترین مرد زمین کن
یادی از این غمخواره ی آواره ی بی سرزمین کن
پاییز ما را با خیال راه دوری دلنشین کن

دانلود آهنگ جدید صنم علی زندوکیلی
دلبر جان ای صنم دُّر گران ای صنم
رفتنت از جان بَرد تاب و توان ای صنم
تاب و توان ای صنم
ای مه شیرین صنم دلبر دیرین صنم
مِی بده امشب از آن دست بلورین صنم
دست بلورین صنم
شده ام حیران حیران تو بیا در جان درمان صنم
گل رخشانی جانی تو بیا لعل درخشان صنم
زده ام دل دل دل دل نشدم واصل واصل به تو
دل و دلدارم یارم که گرفتارم نگارم به تو
دلبر جان ای صنم دُّر گران ای صنم
رفتنت از جان بَرد تاب و توان ای صنم
تاب و توان ای صنم
ای مه شیرین صنم دلبر دیرین صنم
مِی بده امشب از آن دست بلورین صنم
دست بلورین صنم
به کجا میبری دل و جان ای پری
دل شیدا دل رسوا به کجا ای پری
تو چه پیدا شدی صنما ناگهان
به شب تار من چو مه آسمان
دلبر جان ای صنم دُّر گران ای صنم
رفتنت از جان بَرد تاب و توان ای صنم
تاب و توان ای صنم
ای مه شیرین صنم دلبر دیرین صنم
مِی بده امشب از آن دست بلورین صنم
دست بلورین صنم

دانلود آهنگ جدید دنیای بی رحم علی زند وکیلی
تو خنده هات آرامشه رنگه صدات نوازشه
چی بین ماست که بین منو عشق قد یه آه ام فاصله ای نیست
هر اتفاقی رخ بده بازم بین منو تو هیچ گله ای نیست
چشمای تو تعریفی از زیبایی بی حد و مرز زیبایی تو فرصت نمیده نگاه من جز تو رو ببینه
هر جایی باشم هر جا که باشی عوض نمیشم حالم همینه
میدونم که دنیا خیلی بی رحمه رو قلبه هر دیوونه ایش یه زخمه
ای کاش ترسه جدایی با ما نبود حاله ما رو اونیکه عاشقه میفهمه
من تنهاییامو از تو نمیشه پنهون کنم این روزایه سختو حتی تو خوابام آسون کنم
زیبایی تو تنهاترم کرد تنهایی اما رهاترم کرد تا به غمم پابندم تو گریه هام میخندم
میدونم که دنیا خیلی بی رحمه رو قلبه هر دیوونه ایش یه زخمه
ای کاش ترسه جدایی با ما نبود حاله ما رو اونیکه عاشقه میفهمه

دانلود آهنگ جدید رفیق علی زند وکیلی
میشناسیم از بس زخم خورده تنم
نمیشناسیم اما منم سلام رفیق
سلامتی تورا فریاد میزند آن کس
که زهر ریخته چشمش درون جام رفیق
میان شعله عشقی که نیست میسوزد
شناسنامه یک عهد بی دوام رفیق
چون ابر غرش ما حکم بغض و باران است
رسیده فصل گریه های ناتمام رفیق
دلم گرفته از این شهر شهر بی مرام رفیق
از این جماعت در فکر انتقام رفیق
کجای این شب شب بی اعتبار گریه کنم
به روی امنیت شانه ی کدام رفیق
نگو غریبه غمت را چرا نمیفهمد
که حال و روز تورا آشنا نمیفهمد
چه شرح میدهی احوال نابسامان را
که هر که بغض ندارد تورا نمیفهمد
به یادگار بماند گلایه ام به شما
که اعتماد ندارم به سایه ام به شما
به هرچه درد که دارم قسم قسم به شما
که هر چقدر بنویسم نمیرسم به شما
دلم گرفته از این شهر شهر بی مرام رفیق
از این جماعت در فکر انتقام رفیق
کجای این شب شب بی اعتبار گریه کنم
به روی امنیت شانه ی کدام رفیق